(من )
پسر بودم ....
روی دیوار
پرنده
گرگ
مار....
روی درخت
شاخ های تاب ....
دروازه بان گلهای کوچه
هم لقمه ی سگان ولگرد
زخم گربه های بی نمک....
پدر خاله بازیها
راننده ی بی آیینه ی تخت
با دنده ی گوشت کوب ....
نان آور سه سانت موی خانه.....
امروز ....
دخترکی
گیس بلند....
پشت پنجره
هم دانه ی گنجشکان ترس....
شریک شرم کلاغها
آشنای زوزه های شب
نمک گیر زباله های دریده
کنار درخت ....
هم قیمت چرتکه های هرز
توی آیینه
پهلوی تخت....
روی میز
کنار زمین
همیشه آف ساید
از دنده ی چپ
روی دیوار
برجسته
تاریکی ِ
یک زن .....