دست ام روی شانه اش 

از پله که می افتادم 

ساک ام توی دست اش 

از شانه که افتاده بودم 

( با من سوار شده بود 

با من پیاده)


وقتی کلمه در جیب ام ته کشید 

و ترس به زبان دیگری برم داشت 

در برم داشت 

( با من چای نوشیده بود 

با من شعر )


همان که رد پای مرا 

پیش پای خودش تایید می کند