(۱)

من

این همه آبی و صاف

می دیدم ات

وگرنه دریا

مرداب بزرگ تری ست

 

(۲)

هر وقت

روی عکسی که لبخند مصنوعی داشت ،

دست می کشم

می گویی سیب !

و من

دندان هایم را نشان ات می دهم

تو

یکی

یکی

انگشت ات را پایین می آوری

و من

جا می مانم

در روزهایی

که مثل برق گذشت !