(بی تو)
عصیان پرده ها
چشمان خیس پنجره
بر چکیده ی اندامم
خواب از سرم تبخیر
در وحشت اتاق
چراغ پلک می زند
بر سرفه های بخاری
و نُتی که می جود
آرواره ی تخت پیکر موریانه ای
چگونه بخزم
میان بازوانت
در کلاف قصه ها ی لالایی
به کوری چشم آسمان !
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 22:4 توسط لیلا رضایی
|