فنا ناپذیر
به هرچه که دل می بندم افسانه می شود
پاییز بی تحمل این خانه می شود
پاییز برای پژمردنم کافی نیست
شمعی برای سوختنم پروانه می شود
تا کی بسوزم برای دستی که یار نیست؟
ماندگار فنا ناپذیر کی همخانه می شود؟
شعر سپید گویای احساس من نمی باشد
ابهام با تجسم خاطر همشانه می شود؟
وقتی که هست قدرش نمی دانیم
وقتی که نیست می شود دردانه می شود
آتش به هستیمان می زند یادمان او
حسرت به آهنگ شعله ای مستانه می شود ...
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 18:9 توسط لیلا رضایی
|